دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غذای دانشگاه» ثبت شده است

درس عمومی فقط اونجاش که استاد اول حضور غیاب می‌کنه و می‌تونی بری به کارای مهم‌تری برسی.


درس اختصاصی هم فقط اونجاش که انقدر درس رو دوست داری حتی حضور غیاب نکنه هم کلاس 8 صبح رو میری.



انتخاب بین بد و بدتری که روحانی میگه فقط انتخاب بین کشک بادمجون و قیمه بادمجون.


غذای سلف هم فقط اونجاش که بعضی وقتا یه استادی میاد سلف پیش دانشجوها غذا بخوره که یعنی ما هم آره، در حالیکه آجرپاره. بذار تنهایی آشغالمون رو بخوریم بابا.

  • دیاز پام

روزی شیخ بر دیوار مکتب تکیه زده بودی و گذر عمر در جنگولک بازی های مریدان نظاره می نمود که مریدی بر او وارد گشت و عرض داشت که یا شیخ، قصد عزیمت به بلاد بووووق همی دارم از بهر تحصیل علم. شیخ فرمود مگر بلاد خودمان را چه عیب است؟ مرید عرض کرد که مرا عمر به بیست و پنج نزدیک گردد و هنوز دست در جیب خویش نتوانم بردن و از منابع اشخاص ثالث ارتزاق نمایم و این منابع را عمری محدود باشد و نتوانند مرا خرج دادن تا مقطع ارشد و دکتری. لیک بلاد بوووووق مرا ماهانه 2700 هزینه دهد که به تحصیل مشغول گردم حال آن که هزینه زندگی در آن بلاد متوسط 1000 در ماه باشد و بماند که بعد از اتمام تحصیل در بلاد خود نیز باید شغل شریف تاکسی رانی در پیش گیرم. و بدین سخن مریدی از مریدان گریبان خویش درید.

شیخ که قصد منصرف نمودن مرید داشت دهان به سخن گشود لیک سخنی وی را نیامد. باز بست و باز گشود و باز ندانست چه گوید و باز بست و باز گشود و بست و مدتی بدین سیکل معیوب دچار گشت و در آخر مرید را گفت که جوان! دهانم دوختی. سوغاتی فراموشت نشود. :|

مریدان نیز دسته جمعی سرود تولدت مبارک قرائت نموده هم مکتبی خویش روانه فرنگ نمودند.


مکتب بلاد بووووق را رتبت 400 و مکتب شریف را رتبت 600 بُوَد.

  • دیاز پام

گوجه

و من هنوز در عجبم که چطور میشه یه گوجه فرنگی پُخت که روش کباب شده باشه و داخلش یخ زده...


واقعاً جا داره از آشپز دانشگاه تشکر ویژه به عمل بیاریم :|

  • دیاز پام