دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درس سحر» ثبت شده است

درس سحر

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم / محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش / این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد / تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از این مِهر بتان را / مُهرِ لب او بر در این خانه نهادیم

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود / بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم

چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر / جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم

المنةلله که چو ما بی‌دل و دین بود / آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ / یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم

 

قسمتی از تصنیف «درس سحر» از آلبوم «گل صد برگ»

آواز: استاد شهرام ناظری

سه تار: مرحوم استاد جلال ذوالفنون / دف: بیژن کامکار

(دستگاه شور، آواز بیات ترک)

 

 

  • دیاز پام