دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو

که مستحق کرامت گناهکارانند

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من

پیاده می‌روم و همرهان سوارانند...

 

 

+ تو سکوت نصفه شب این شعر و این آواز چه حالی به آدم میده.


 

نظرات (۲)

قضیه رو عاشقانه نکن بابا
شاعر خودش میگه می و شراب و دستگیر و بازداشتگاه

😂😂😂😂
پاسخ:
حسرت به دل مریدان ماند که شیخ، روزی به کلبه‌ی آنان قدم گذاشته و حس شعر را از میان به دو نیم نکند :/

:))
  • قالب بلاگ رضا
  • عالی بود

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی