دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

در ابتدای امر، ماه‌ها قبل با ذوق و انتظار بسیار بالا آلبوم «ناگفته»ی آقای حافظ ناظری را گوش کردم، چندان جذبم نکرد و برای مدتی کنارش گذاشتم. بعد از مدتی دوباره به سراغش رفتم و این بار نسبتاً به دلیل وجود چند عنصر خاص در آن جذبش شدم و دوباره بعد از مطالعه‌ی بیشتر، صحبت با چند دوست و مطالعه‌ی نوشته‌های آقای سجاد پورقناد، منتقد عزیز موسیقی کشورمان و بررسی نظرات بزرگان موسیقی مانند استاد علیزاده و هوشنگ کامکار درباره‌ی این آلبوم نظر دیگری درباره‌ی این اثر و این شخص پیدا کرده و حالا تصمیم بر نوشتن خلاصه‌ی این تحقیق را در این پست گرفته‌ام.

ابتدا از مسائلی پیرامون خود آلبوم و نه تبلیغات و مصاحبه‌های پس از آن شروع می‌کنم:

1- واژه‌ی دهان پرکن «سمفونی» در جایی که نباید به کار رفته است. این کار مانند این است که شما قطعه‌ای در همایون ساخته باشید و نام آن را بگذارید بیات اصفهان!

با اولین نگاه می‌توان متوجه شد که این اثر به صورت مجلسی و سنتی ضبط شده است و ارکستر سمفونیکی به آن معنا در کار نیست. برای مقایسه دو تصویر از یک «ارکستر سمفونیک» و یک «ضبط ساده» از کیهان کلهر در کنار اعضای گروه موسیقی جاده ابریشم قرار می‌دهم که نیازی به استفاده‌ی کلمه‌ی سمفونی برای بزرگ‌تر کردن کار خود از آنچه که هست ندیده است.

پس این دریافت می‌شود که اصلاً سمفونی‌ای در کار نیست در کنار این که بعضی ملودی‌های این اثر ساخته‌ی شهرام ناظری بوده است و قبلاً در آلبوم مولویه (شور رومی) شنیده شده‌اند. (اصرار پدر و پسر بر تعیین اسامی چندگانه برای آلبوم‌ها نیز جالب توجه است. ناگفته اسامی دیگری مانند سمفونی رومی و بعد یازدهم نیز دارد)


به نقل از آقای هوشنگ کامکار:

حافظ در بروشور سی‌دی گفته بود که از واژه «سمفونی» برای نشان‌دادن سمبل غرب و از واژه «رومی» برای نشان‌دادن سمبل شرق استفاده کرده است، اگر اینگونه است آیا مثلا «سونات باباطاهر عریان» یا «کوآرتت رودکی» همین مضمون را نمی‌رساند؟ یا اینکه اساسا چرا اسم فارسی «پیوند شرق و غرب» نگذاشتید؟ این سوال و ذکر این نکته برای این است که در واقع محتوا و کلیت این اثر نه نشانی از فرم سمفونی دارد و نه نشانی از افکار و آثار مولانا، بلکه صرفا برای بزرگ جلوه‌دادن کار است زیرا لغت سمفونی بیشتر دهن‌پرکن است!


 

  


2- خبر اجرای این اثر توسط «ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس» که شنونده را به این تصور وامی‌دارد که قرار است کل ارکستر فیلارمونیک مشهور لس آنجلس این اثر آقای حافظ را بنوازند در حالیکه چنان که گفته شد اصلاً ارکستری در کار نیست و تنها دو-سه نوازنده‌ی این ارکستر در این آلبوم حضور دارند. (ارکسترها، حتی ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس قابل اجاره هستند و بهتر بود آقای ناظری حداقل این کار را انجام می‌داد) استفاده از این عبارت در تبلیغات و مصاحبه‌ها صرفاً سوءاستفاده از نام‌هاست. به قول آقای پورقناد با این اوصاف کامکارها می‌توانند به تمام آلبوم‌های خود عبارت کنسرت نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران را اضافه کنند چون دو نفر از نوازندگان این ارکستر در آن حضور دارند. گویا استفاده از پسوند «ترین» برای حافظ بسیار ساده است و نوازنده‌ی ویولونسل خود را بهترین نوازنده‌ی ویولونسل (در جهانی که اسطوره‌ای چون یویوما حضور دارد!) می‌نامد.

در ضمن، بزرگترین نوازندگان بزرگترین ارکسترهای جهان هم قابل استخدام هستند و می‌توانید از آن‌ها برای اجرای قطعات مهدکودکی نیز وقت بگیرید! پس صرف حضور چند نوازنده‌ی مطرح دلیل بر کیفیت یک اثر نیست. همانطور که تهمورس پورناظری در آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» این کار را کرد.

خنده‌دار است که چهارنوازی «سمفونی» می‌شود و دو نوازنده‌ی ارکستر فیلارمونیک «ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس» لقب می‌گیرند.


3- مانور زیادی روی آلبوم مولویه انجام شد که عبارت «یکی از 5 آلبوم برتر باستن گلوب و لس آنجلس تایمز در رشته کلاسیک» که متأسفانه کلمه‌ی رشته کلاسیک اضافی است! این اثر در حوزه World Music که رقبای آن موسیقی محلی کشورهای مختلف مثل سرخپوستان امریکا و سیاهپوستان افریقا و سفیدپوستان اسکاتلند و... هستند برترین شناخته شده است. درباره پرفروش بودن آلبوم ناگفته نیز باید فقط گفت که چند هفته اول بودن و سپس سقوط به انتهایی نامعلوم از جدول فقط نشانه‌ی تبلیغ شدید پدر حافظ بعد از کنسرت‌های خود و فروش آلبوم در سالن‌های تور کنسرت شهرام ناظری در اروپا بوده است به علاوه‌ی حضور چند نوازنده‌ی نسبتاً مطرح و همچنین سنگینی اسم بزرگ ذاکر حسین (که استفاده از او در این آلبوم خود بحث دیگری است. که چه اتفاقی افتاده که ذاکر حسین از این به اصطلاح اثر شماره یک موسیقی کلاسیک جهان در وب سایت شخصی خود اسمی هم نبرده است).

نام بردن مکرر از این اثر به عنوان اثر شماره یک موسیقی جهان، صرفاً نظر مجله‌ی Billboard امریکاست که نه تنها فقط یکی از ده‌ها مجله فعال در زمینه موسیقی است، بلکه با نگاهی بیشتر به آن این نشریه بیشتر روی آثار رپ و پاپ تمرکز دارد تا اظهار نظر تخصصی درباره اثری به اصطلاح کلاسیک. در ثانی، با یک جستجوی ساده در سایت این نشریه می‌بینیم که هیچ کجا از این آلبوم به عنوان اثر شماره یک جهان نام برده نشده است. بلکه صرفاً اثری است که این نشریه بدان پرداخته است! هیچ رسانه معتبر دیگری هم در رسانه های آمریکا چنین ادعایی را تایید نمی کند. در ضمن وقتی کاری در زمینه موسیقی کلاسیک ساخته نشده باشد، نمی تواند اثر شماره یک آن ژانر در جهان باشد!

وقتی در مورد موسیقی کلاسیک «جهان» صحبت می کنیم، یعنی از وین مهد موسیقی کلاسیک دنیا گرفته تا برلین، لندن، مسکو، آمستردام و همه شهرهای بزرگ دنیا که در زمینه موسیقی کلاسیک صاحب نام هستند در آن می گنجند. یعنی بتهوون، موتزارت، باخ، شوپن، واگنر، برامز، شوبرت، چایکوفسکی، راخمانینوف و غیره. براساس این ادعا، کار حافظ ناظری از همه آن ها برتر است.


4- تقلید بسیار از کارهای پدر و آهنگسازی سطحی و ابتدایی این اثر نیز از نقاط ضعف آن به شمار می‌رود. در ادامه چهار نمونه از تشابه قطعات این اثر در اجراهای زنده با آلبوم مولویه که توسط آقای پورقناد منتشر شدند را ارائه می‌کنم:

من چه دانم

فنایم

شیدا شدم

ایوان مدائن

زین دو هزاران


جالب اینجاست که با وجود آهنگسازی ساده‌ی این اثر و نبود تکنیک‌های نوازندگی پیچیده‌ی سازهای آرشه‌ای حتی نیازی به اسامی بزرگ برای نواختن این خطوط نت ساده نبوده است.

تلفیق موسیقی غرب و شرق نیز از عبارات غلو شده‌ی این اثر است. بداهه‌نوازی طبلای ذاکر حسین و بداهه‌خوانی شهرام ناظری که دخلی به حافظ ناظری ندارد، سه‌تار نوازی به قول خود حافظ خاص او هم تقلید از سی‌تار نوازی راوی شانکار، اسطوره‌ی موسیقی هند و به قول علی قمصری، گیتارنوازی جان مک‌لافلین است. هرچند می‌توان سه‌تار نوازی حافظ در این اثر و آلبوم مولویه را اثری خوب نامید اما قطعاً جزو بهترین‌ها نیست.

تحریرهای استفاده شده که به عنوان نوآوری در تحریر به مخاطب قالب می‌شود نیز کپی‌برداری از مادریگال‌ها و موسیقی کمدی ایتالیا در قرون وسطی‌ست که اتفاقاً از ساده‌ترین نمونه‌های آن نیز استفاده شده. اسم گذاری آن به نام «تحریر ریتمیک» هم ناظری را مبدع آن نمی‌کند، می‌دانیم که این تحریرها را (خوب یا بد) محسن نامجو اولین بار ارائه کرد.


باز از هوشنگ کامکار مدد می‌گیرم:

در جلد سی‌دی گفته‌اید از آن روزی که خارج رفته‌اید شروع به نوشتن کرده‌اید و 10سال طول کشیده است که این سی‌دی را تولید کنید؛ یعنی 20دقیقه تکنوازی و تکخوانی روی چند آکورد ساده و ریتم آرام و تکرارهای هزارباره یک اوستیناتو ساده که بسیار هم خسته‌کننده است، این‌‌همه سال طول کشید؟! اگر چنین است، باید پرسید آیا برای بقیه کارهای این پروژه 40سال دیگر وقت لازم است؟


5- هفته‌نامه‌ی چلچراغ، علی رضوی:

حافظ ناظری در ادامه‌ی ادعاهای خود اعلام کرده بود که این اثر در شش بخش گرمی نامزد دریافت جایزه خواهد بود. (گرمی را می‌توان معادل اسکار در موسیقی دانست) و حتی به این ادعا بسنده نکرده و اعلام کرده بود که رئیس آکادمی گرمی در پی افزودن شاخه‌ی جدیدی در موسیقی هستند که موسیقی حافظ در آن جای بگیرد. اما در لیست نامزدهای جایزه گرمی تنها اسم مدیر تولید این اثر، دیوید فراست، آن هم برای آلبومی دیگر دیده شد.

جایزه‌ای که کیهان کلهر و حسین علیزاده پیش از این درباره نامزد شدن برای دریافت آن هیچ داد و هواری نکردند.

همین حالا هم کیهان کلهر در گروه جاده ابریشم در کنار یویوما نامزد دریافت جایزه گرمی برای آلبوم Sing Me Home است.


و اما درباره‌ی خود حافظ ناظری و مصاحبه‌های پیرامون اثرش:


6- در یک مصاحبه حافظ خود را مشغول به تحصیل رهبری ارکستر و آهنگسازی در مقطع فوق لیسانس معرفی کرد. حال آنکه طبق نوشته‌ی پورقناد، دانشجوی مقطع فوق لیسانس رهبری ارکستر باید حداقل 7 سال تحصیل کند و در این مدت باید به عنوان پروژه‌ی دوران تحصیل دوره کامل سمفونی‌های بتهوون، شومان، برامز و چندین اپرا را به روی صحنه برده و رهبری کرده باشد. مطلبی که در هیچ کجای اینترنت برای حافظ ناظری دیده نمی‌شود.

یک هنرجوی دوره عالی رهبری ارکستر باید بر پیانو به عنوان کامل‌ترین ساز به طور عالی مسلط باشد به طوریکه حتی در امتحان ورودی یک دانشگاه آمریکایی بدون توانایی نواختن سونات‌های بتهوون و فوگ‌های باخ نمی‌توانید قبول شوید.

یک هنرجوی دوره عالی باید هر ترم یک پروژه آهنگسازی شده برای ارکستر سمفونیک ارائه کند که یعنی حداقل 8 قطعه در طول دوره تحصیل. چطور آقای ناظری که این دوره‌ی سخت را گذرانده غالب ملودی‌های آلبومش از ساخته‌های پدرش بوده و تنظیم قطعاتی ساده برای ارکستر را به لوریس چکناواریان سپرده است؟!


7- تصاویر تبلیغاتی این اثر به طرز غریبی بیشتر به آلبوم‌های متال و هارد راک مشابهت دارد تا یک اثر تردیشنال یا حتی کلاسیک. (حتی اگر این اثر را در قالب کلاسیک جا کنیم) یک اثر موسیقی نه تنها باید موسیقی خوبی باشد بلکه تمام جوانب آن سنجیده باشد و به قول معروف همه چیزش به همه چیزش بخورد. طوری که چیدمان صندلی یک ارکستر نیز در داوری‌ها تأثیر دارد.

از توضیح بیشتر در این باره می‌پرهیزم که اینجا تصویر گویاتر از کلام است. در ضمن تمامی تصاویر زیر به عنوان تصاویر تبلیغاتی پروژه «سمفونی» رومی منتشر شده‌اند و هیچ سوءاستفاده‌ای از تصاویر شخصی نشده است.

1  2  3  4  5  6  7  8


8- از هفته‌نامه‌ی چلچراغ و علی رضوی نقل می‌کنم:

حافظ ناظری در زمان انتشار آلبومی، به خبرنگاران گفته بود که در کالیفرنیا، روز 25 فوریه، روز حافظ ناظری نامگذاری شده. این مطلب در ویکی پدیای انگلیسی او هم آمده است. این گونه که ادعا شده شهردار و شورای شهر سن دیگه گو این روز را به نام او نام گذاری کرده اند. اما هیچ مدرکی در سایت های رسمی و غیررسمی برای این ادعا وجود ندارد. اصلا شهرداری سن دیه گو یا هر شهر و ایالت دیگری در آمریکا چنین سیستم نام گذاری ندارند.

این طور که ادعا شده، در سال 2006 این اتفاق افتاده است. در حالی که در سال 2006 تنها یک سال از مهاجرت حافظ ناظری برای تحصیل در آمریکا گذشته بود و از طرف دیگر تا آن زمان او هنوز هیچ آلبوم یا اثری را به صورت رسمی منتشر نکرده بود. حتی تا آن زمان هیچ کنسرتی در آمریکا برگزار نکرده بود. با این وجود بر چه اساسی و به خاطر کدام فعالیت یا افتخار حافظ ناظری ایرانی تبار، باید روز 25 فوریه در شهر بزرگی مانند سن دیه گو به نام او نام گذاری شود؟


9- ادعاهای حافظ درباره اینکه «کسی را در ایران پیدا نمی‌کنید که مانند من سه‌تار بزند و مانند من آهنگسازی کند با حضور اشخاصی مانند لطفی، علیزاده، ذوالفنون، مشکاتیان، پایور، صبا، وزیری و ده‌ها نام دیگر شوخی خوبی هم نمی‌تواند باشد!


10- حافظ در مصاحبه‌ای گفته است که مردم ایران و جهان 98 درصد موسیقی شهرام ناظری را نشنیده‌اند و او را غول دوم موسیقی شرق در کنار راوی شانکار هندی نام برد. در حالی که با وجود اساتیدی چون پایور با آهنگسازی دقیق خود، علیزاده‌ی شگفت‌انگیز، لطفی که از بهترین بداهه پردازان بود و حنجره‌ی تکنیکی و پیچیده‌ی شجریان بعید است شهرام ناظری حتی در چند غول! موسیقی ایران هم حاضر باشد چه رسد به شرق.

البته بعید می‌دانم اجرای کنسرت تک نفره‌ای با ساز و صدایی بدین ناکوکی کار ساده‌ای برای شهرام ناظری بوده باشد! قطعه‌ای از اجرای فرانسه‌ی شهرام ناظری: لینک

اجرایی که خواننده/نوازنده برای تکان دادن دست خود هنگام تحریر زدن دسته‌ی ساز را رها می‌کند، ریتم را بارها از دست می‌دهد. با تلاش در حرکاتی مانند ضرب گرفتن روی دسته‌ی ساز قصد افزودن چیزی به اجرایش دارد که ندارد و تحریرهایش به گوش ناورزیده هم ناآشنا و ناکوک می‌آید.

البته در استادی شهرام ناظری در آثاری چون گل صد برگ و آتش در نیستان و کیش مهر با استاد مسلم جلال ذوالفنون تردیدی نیست که این آثار هنوز هم بعد از سال‌ها مورد توجه است. اما ادعاهایی مثل معرفی ایشان به عنوان پاواروتی شرق! آن هم به کرّات توسط نزدیکان ایشان جز تأسف برای دوستداران ایشان چیزی به ارمغان نمی‌آورد. مانند این ویدئو که در آن پس از اجرایی باز هم فوق‌العاده صفر از پدر و پسر ایشان پاواروتی شرق معرفی می‌شوند.

تأکید می‌شود که آثار بسیاری وجود دارند که مختص صدای خاص شهرام ناظری تهیه شده و شنیدن آن‌ها بدون صدای او لطفی ندارد اما ناکوکی صدای خواننده در نت‌های اوج آلبوم شورانگیز و یا آلبوم حیرانی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

نقل از سجاد پورقناد در سایت هارمونی تاک:

قسمتی از ناکوکی صدای شهرام ناظری در کنسرت تبریز

مشکل در پیدا کردن تونالیته

مشکل در تشخیص ریتم

نت‌های بالا

فالشی در اثری استودیویی


به عقیده‌ی اینجانب خواننده‌ای خوب نیست که فقط قدرت صدا داشته باشد، باید این قدرت را بشناسد و ضعف‌های صدای خود را بداند و از آن بهترین استفاده را ببرد. مانند جلال تاج اصفهانی که با وجود صدای کم وسعت، در همین وسعت کم اجراهای موفقی داشت. متأسفانه افول روز به روز شهرام ناظری دیده می‌شود و بدتر از آن در این دوره بیشتر از دوران اوج خود مورد توجه است. بار دیگر برای عرض علاقه‌ی خود به صدا و اجراهای استاد عزیز شهرام ناظری می‌گویم که بی‌شک از تواناترین خوانندگان پارسی هستند و صدایی خاص و خوشبختانه سبکی مختص خود دارند که در زمینه‌هایی مانند اشعار حماسی بی‌رقیب است.


بیش از این حرفی نمی‌زنم و هر آنچه که گفتم حاصل تحقیق به عنوان یک شنونده‌ی معمولی اما کنجکاو موسیقی و مطالعه‌ی نقد افرادی چون سجاد پورقناد، علی رضوی و هوشنگ کامکار و... بوده است. امیدوارم بیشتر شاهد فعالیت اشخاصی مانند کیهان کلهر دوست‌داشتنی باشیم که بی سر و صدا و جنجال بی‌مورد در سطح جهانی فعالیت می‌کنند و در نهایت خواننده را به سخنان استاد حسین علیزاده در جشن «موسیقی ما» درباره‌ی این اثر ارجاع می‌دهم و امیدوارم تلاشم برای بی‌غرض بودن این نوشتار نتیجه داده باشد. با تشکر از وقتی که برای مطالعه اختصاص دادید.


...متاسفانه نسل جدید ما دچار توهم در نوآوری شده‌اند. همه جوامع دنیا از فرهنگ خودشان متحول شده‌اند اما ما به کشورهای توسعه یافته چشم داریم و از آن‌ها تقلید می‌کنیم. از نظر من موسیقی اوایل انقلاب بسیار نو‌تر از موسیقی امروز ما بود، چرا که با تکیه بر اصالت‌ها حرف‌های تازه‌ای می‌زد...

ما باید تعریف درستی از همه چیز داشته باشیم. جوانترهای فکر نکنند که از کُرات دیگری آمده‌اند. موسیقی و هنر زنجیروار به هم وصل هستند، روزی بزرگان ما سرحلقه این زنجیر بودند و روزگاری هم ما. اکنون هم این حلقه موسیقی به شما رسیده و بعد از شما نیز باید به نسل بعدی برسد...

...در حال حاضر بسیاری از هنرمندان هستند که توهم نوآوری دارند. متاسفانه ما فقط تقلید می کنیم و تحولاتی که در جریان موسیقی در دنیا اتفاق می افتد را نو تر از موسیقی خودمان می دانیم در حالیکه ما در فکر خود نباید ایران و هویت ایرانی را فراموش کنیم. به اعتقاد من تحول در این نیست که سازها را تلفیق کنیم. ما باید بدانیم که جایگاه موسیقی و نوع موسیقی چیست و در کجا قرار دارد... من اعاده حیثیت می کنم از هوشنگ کامکار که این روزها با او بد برخورد شده است. ما باید با زبان موسیقی به نقدها پاسخ دهیم نه با بی احترامی و بد صحبت کردن...باید بگویم که جوان ها فکر نکنند که نگاه دیگری دارند و گویی از کره دیگری به زمین آمده اند و البته این نظر را هم دارند که هرچی موسیقی تقلیدی تر باشد ایرانی تر و موفق تر است.

پس از صحبت‌های علیزاده، حافظ ناظری ایستاد و به شکلی کنایه‌آمیز برای حسین علیزاده دست زد.




منابع و مطالعه‌ی بیشتر در:

1- هارمونی تاک 1

2- هارمونی تاک 2

3- هارمونی تاک 3

4- حافظ ناظری: رقیب ندارم چون منحصر به فردم

5- یادداشت «علی قمصری» در واکنش به اظهارات «حافظ ناظری»

6- نقد هوشنگ کامکار بر اثر حافظ ناظری

7- جوابیه تند حافظ ناظری به نقد هوشنگ کامکار

8- چلچراغ: حافظ ناظری؛ یک پدیده نابغه یا یک بلوف زن قهار؟

9- علیزاده: نسل جدید دچار توهم نوآوری شده‌

10- هارمونی تاک: کارنامه ی شهرام ناظری

11- صفحه‌ی نامزدهای وب سایت گرمی

نظرات (۲)

  • ر. کازیمو
  • نظری ندارم!
  • مسیح مصطفوی
  • دمت گرم
    ایوالله
    میشه تصویری هم کرد :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی