دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

... استدلال استقرایی هرچند به لحاظ منطقی خالی از خلل نیست، اما ظاهراً شیوه ای است بسیار معقول برای رسیدن به باورهایی درباره جهان. این واقعیت که خورشید تا به حال هر روز طلوع کرده شاید این ادعا را که فردا هم شاهد طلوع خورشید خواهیم بود اثبات نکند، اما مسلماً دلیلی قوی به سود آن است. و اگر کسی پیدا شود و به ما بگوید که درباره طلوع خورشید فردا، نفیاً یا اثباتاً هیچ نظری ندارد ما او را یا بی عقل یا دست کم فردی غریب و غیرعادی به شمار می آوریم.

ولی دلیل ما برای این ایمان به استقرا چیست؟ اگر کسی استدلال استقرایی را نپذیرفت از چه راهی می توانیم او را مجاب کنیم که برخطاست؟ دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی قرن هجدهم، جوابی ساده و در عین حال اساسی به این سوال می دهد. سخن او این است که استفاده از استقرا به هیچ وجه پشتوانه عقلی ندارد. او می پذیرد که ما تمام مدت، چه در زندگی روزمره و چه در علم، از استقرا بهره می گیریم اما تأکید می کند که این رفتار صرفاً عادتی غریزی است و بر آگاهی مبتنی نیست. اگر کسی از ما بخواهد که به سود استقرا دلیلی محکم اقامه کنیم، به نظر هیوم، برآوردن تقاضای چنین فردی به نحو مطلوب از ما ساخته نیست.

اما هیوم چگونه به چنین نتیجه تکان دهنده ای رسید؟ او در آغاز متوجه شد هرگاه که ما بر مبنای استقرا استنتاج می کنیم، «یکنواختی طبیعت» پیش فرض استنتاج ماست. استنتاج گزاره «کامپیوتر من فردا منفجر نخواهد شد» از گزاره «کامپیوتر من تا به حال منفجر نشده»؛ استنتاج گزاره «همه مبتلایان به سندروم داون یک کروموزوم اضافه دارند» از گزاره «همه مبتلایان به سندروم داون که مورد آزمایش قرار گرفته اند یک کروموزوم اضافه دارند»؛ استنتاج «همه اجسام از قانون گرانش نیوتن تبعیت می کنند» از گزاره «هر جسمی که تاکنون مشاهده شده از قانون گرانش نیوتن تبعیت می کند» و مثال های دیگر. در همه این مثال ها، استدلال ما، از قرار معلوم، منوط است به این فرض که نمونه های آزمایش نشده یک مجموعه، به لحاظ خصوصیات مربوط به بحث، شبیه نمونه های آزمایش شده همان مجموعه است. مقصود هیوم از یکنواختی طبیعت همین فرض است.

اما او می پرسد که ما از کجا می دانیم این فرض صحیح است؟ آیا راهی هست که با آن بتوان صحت این فرض را اثبات کرد؟ هیوم جواب می دهد که خیر، راهی نیست. زیرا به آسانی می توان عالمی را تصور کرد که در آن طبیعت یکنواختی ندارد. بلکه امروز به گونه ای است و فردا به گونه ای دیگر. در چنان عالمی کامپیوترها چه بسا گاهی بی جهت منفجر شوند، آب ممکن است گاهی بدون هیچ علامتی خاصیت مست کنندگی پیدا کند. گوی های بیلیارد ممکن است به هم برخورد بکنند ولی از جایشان تکان نخورند. و از این قبیل. از آنجا که می توان چنین عالم «غیریکنواختی» را تصور کرد، پس نتیجه می گیریم که نمی توان یکنواختی طبیعت را به معنای دقیق کلمه اثبات کرد. زیرا در آن صورت تصور عالم غیریکنواخت منطقاً محال می شد.

اگر می خواهید به قدرت استدلال هیوم پی ببرید به این فکر کنید که از چه راهی می توان کسی را که به استدلال استقرایی بی اعتماد است قانع کرد که آن را قابل اعتماد بداند. برای مجاب کردنش احتمالاً می گویید:«ببین، استدلال استقرایی تا به حال کاملاً نتیجه بخش بوده، دانشمندان به پشتوانه استقرا اتم را شکافته اند، انسان را به کره ماه فرستاده اند، کامپیوتر اختراع کرده اند و چیزهایی از این قبیل. برعکس، کسانی که به استقرا بی اعتنا بوده اند به طرز اسفناک از این دنیا رفته اند. با این تصور که آرسنیک خوراکی است آن را نوشیده اند، با این تصور که ممکن است به آسمان پرواز کنند از ساختمان بلند پریده اند و به زمین سقوط کرده اند و اتفاقاتی از این قبیل. بنابراین معلوم است که استدلال در شکل استقرایی آن به نفع ماست.»

اما پیداست آن که در مقام شک است به این ترتیب مجاب نمی شود. چون این استدلال که «استقرا قابل اعتماد است برای این که تا به حال نتیجه بخش بوده»، خودش استدلالی استقرایی است! برای کسی که از ابتدا به استقرا اعتماد ندارد چنین استدلالی کاملاً بی اعتبار است. و نکته اساسی هیوم نیز همین است.

هیوم نتیجه می گیرد که اطمینان ما به استقرا صرفاً از سنخ ایمان کورکورانه است. یعنی هیچ توجیه عقلانی ندارد.


فلسفه علم - سمیر اُکاشا

صفحه 30



+ در ادامه، این کتاب پاسخ هایی با اغماض قابل قبول (اما نه کامل. مسئله هیوم حل نشده و ظاهراً حل شدنی هم نیست) به این مسئله مطرح می کنه و به مسئله افزایش احتمال وقوع اتفاقی در اثر استدلال استقرایی می رسه.

اما باز بنا به توصیه کتاب، هرچند این مسئله قابل حل نیست ولی فکر کردن درباره ش باعث ایجاد پرسش هایی جالب در ذهن و آشنایی با چند و چون عقلانیت و میزان مناسب اعتماد به علم، تعبیر احتمال و ماهیت شناخت علمی میشه.


کتاب رو پیشنهاد می کنم بخونید. واقعاً کتاب شیرینیه. D:

  • 94/09/28
  • دیاز پام

علم

نظرات (۴)

  • - مجید -
  • توجه کردید ما که این مباحث رو خیلی دوست داریم، تو دیدار های حضوری در مورد ترک دیوار و پنچری دوچرخه و .... صحبت میکنیم؟


    #ما_فلسفه _را_دوست _داریم

    ‎:D

    پاسخ:
    واقعاً!
    اون سری کلی وقت داشتیم «اینجا باید گریه کنی» اجرا می کردیم :))
  • علی رضا
  • موافقم
    همین قدر که یکم ذهن رو غلغلک « قلقلک شاید » بده، خودش خوبه ...
  • علی رضا
  • بحث عدم اطمینان به استقراء در بحث های سطحی قابل قبوله ... مثلا اگر بگیم چون همیشه فلانی توی انتخابات برنده شده پس الانم اون برنده میشه !!
    اما وقتی بخوایم باهاش قوانین عالم رو زیر سوال ببریم با اینکه یک بحث منطقی جالب هست اما قابل قبول نیست .
    این عبارت که «آتش کاغذ را می سوزاند» را به عبارت « آتش ممکن است گاهی کاغذ را بسوزاند و گاهی ممکن است نسوزاند » تغییر بدیم و عالمی رو متصور بشیم که این اتفاق در اون بیفته یک نوع تصور محال حساب میشه ...
    تصور هر چیزی که وجود داره به معنای امکان پذیری اون نیست ...
    مثل کسایی که میگن : خدا سنگی بیافریند که خودش هم نتواند آن را بلند کند.
    این عملا غیر ممکنه ...

    بیشتر این بحث شبیه بازی با کلماته ...
    مثلا اگر بگیم چرا آب بخار میشه اونوقت علم میگه در شرایط عادی در اثر گرما مولکول ها پیوستگی خودشون رو از دست میدن و به دلیل پایین امدن وزن و غلبه بر جاذبه به هوا میرن ...
    حالا اگر یکی بیاد و بگه عالمی رو تصور کنید که اینطوری نباشه ... خب ما هم تصور می کنیم! اما بعدش چی؟ بعدش اونا میان و به طرز عجیبی از این تصور نتایجی بزرگ میگیرند و به مسائل خیلی عظیم بسطش میدن ... :)

    البته توضیح اضافه اینجا برای این بود که خودم به این بحث ها علاقه دارم و اینکه چند نفری رو دیدم که ازین بحث استفاده های نابه جا میکردند و اصلا به این توجه نداشتند که اگر حرف هیوم درست باشه پس میشه تصور کرد که حرف هیوم درست نباشه و نباید روی حرف هیوم استدلال کنن ! :))
    پاسخ:
    به نظرم بیشتر چیزیه که قبولش کردیم و علم رو روش بنا کردیم.
    هنوز هم میشه چنین جهانی وجود داشته باشه ولی چون تابحال وجود نداشته واسه مون احتمالش خیلی خیلی بعیده پس فرض می کنیم که هر روز خورشید طلوع می کنه.

    مسئله ای نیست که براش دنبال جواب بگردیم، فقط در حد فکر کردن بهش بدرد می خوره.
  • - مجید -
  • فلسفه مبحث شیرین و دوست داشتنیه

    به شخصه حمایتت میکنم ‎:D

    پاسخ:
    هاشمی هاشمی حمایتت می کنیم :))

    ایهام داره. D:

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی