دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

«بسم الله الرحمن الرحیم»


دیشب فیلم «محمد رسول الله (ص)»، ساخته ی آقای مجید مجیدی رو دیدم و قصد دارم تو این پست از دید یک غیرکارشناس و غیرمنتقد نظرم رو درباره ش بنویسم.


پیشنهادم به همه، بدون تفاوت، هم اینه که حتماً این فیلم رو نگاه کنید.



بسم الله الرحمن الرحیم


برخلاف چیزی که انتظار داشتم و معمول بود سینمای زنجان که اغلب تعداد تماشاگرانش از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی کرد، روز دوم اکران فیلم هم شلوغ و پر شده بود به طوری که مطمئن شدم اگر بلیطی را از قبل رزرو نکرده بودم موفق به دیدن فیلم نمی شدم. این که هنوز مخاطب امید به دیدن فیلمی خوب در سینمای ایران دارد خود جای خوشحالی بسیار است و البته نشان از موفقیت نسبی تبلیغات این فیلم دارد. همه می خواهند ببینند اثری که هفت سال وقت و 40 میلیون دلار هزینه صرف ساخت آن شده چه از آب درآمده است.



با شروع فیلم سکوت حکمفرما می شود. صحنه ی سوارکار ابتدای فیلم بی درنگ مرا به یاد فیلم الرسالة مرحوم مصطفی عقاد می اندازد و به یاد می آورم روایت مجیدی باید بسیار بهتر باشد تا زیر سایه ی فیلم قبلی نماند. فیلمبرداری ها و نماها از همان ابتدای فیلم به معنی واقعی کلمه فوق العاده کار شده اند و البته با وجود شخصی مثل ویتوریو استورارو در رأس کار فیلمبرداری انتظار دیگری هم نمی توان داشت اما حس می کنم خود او هم فهمیده که این بار فیلمبرداری خوب جزء چیزهایی شده که فیلم به آن شناخته خواهد شد و زیر سایه عوامل دیگر نمی ماند.


کمی از فیلم می گذرد، گریم و چهره پردازی به نظر اینجانب بسیار خوب کار شده، مو و ریش بازیگران ابداً مصنوعی به نظر نمی آید. لباس کاراکترها با شخصیت آن ها مطابقت کامل دارد. با دیدن نقش حضرت علی علیه السلام که صورتشان در سایه قرار گرفته به یاد می آورم چه کار سختی خواهد بود نشان ندادن چهره ی قهرمان فیلم، حضرت محمد صلوات الله علیه، ولی معرفی او نه تنها به مسلمانان بلکه برای مخاطب جهانی. چون مسلمان با درک این موضوع که دوست ندارد چهره ی بازیگری به جای نبی اسلام معرفی شود می داند که کسی که پشت آن چهره است کیست و چه جایگاهی دارد ولی مخاطب جهانی که شناختی ندارد و حتی ممکن است شناخت منفی نیز داشته باشد باید با کسی که چهره اش دیده نمی شود ارتباط نه ذهنی بلکه قلبی پیدا کند. چیزی که به نظرم نقطه ضعف فیلم الرسالة بود که با توجه به فشارهای بعضی اقشار مسلمانان برای نشان داده نشدن حتی مو و دست پیامبر قابل توجیه است.



همچنان نماها خودنمایی می کنند و در این میان موسیقی متن نیز شروع به دلبری کردن می کند. صحنه هایی مثل حرکت فیل های لشکر ابرهه و خود ابرهه بسیار حماسی کار شده اند و وقتی فیل ها شروع به پا کوبیدن و فریاد زدن می کنند با کمی شاخ و برگ دادن ذهنی صحنه هایی از فیلم ارباب حلقه ها را به یاد می آورم. که البته به هیچ وجه نمی توان گفت الگوبرداری شده است زیرا فضای سیاه و فانتزی ارباب حلقه ها اینجا موجود نیست.

جلوه های ویژه برعکس فیلم های بزرگ داخلی قبلی که با وجود تیم جلوه های ویژه بزرگ به هیچ وجه خوب از آب درنیامده بودند و حسرت دیدن افکت های بزرگ در فیلم های ایرانی را به دلمان گذاشته بودند نسبتاً قابل قبول هستند و به نظرم قوی تر از فیلم ملک سلیمان کار شده اند هرچند باز آن فضای جادویی در این فیلم نیست و جلوه های ویژه مثل چرخش پرندگان و سیل موجودات و وقایع واقعی هستند نه چیزهایی مثل شیطان و اجنه. البته گاهی اوقات هم کمی این قسمت ضعف هایی از خود نشان می دهد که کاملاً قابل چشم پوشی هستند.

باز هم به فیلمبرداری برمی گردیم. صحنه ی تعقیب و گریز شتر، فیلمبرداری پشت سر سوژه در حال حرکت و استفاده ی مناسب از امکاناتی چون کرین و مت باکس نتیجه ی بسیار مطلوبی داشته. چیزی که در فیلم بردمن به صورت افراطی دیدیم یعنی استتار کات ها بین فریم های فیلم، اینجا بسیار متعادل تر و لذتبخش تر است. برخلاف فیلم های هم سبکی مثل ملک سلیمان مرتب شاهد بریده شدن فیلم نیستیم و به عنوان مثال وقتی دو شخصیت با هم حرف می زنند یا شخصیتی از اتاق خارج یا به آن وارد می شود دوربین پشت سر او حرکت می کند، کاری که با توجه به تغییر نور داخل و خارج اتاق، برای تثبیت رنگ توانایی و تجربه ی بالایی طلب می کند.



نکته ی بعدی فعالیت مردم عادی در پشت صحنه هستند که گاهی NPC نام گذاشته می شوند و واژه فارسی مناسبی برای آن سراغ ندارم (سیاهی لشکر به نظرم اینجا درست نیست). فعالیت آهنگران و مردم بازار پشت صحنه، مردمی که فرار می کنند یا در سور بدنیا آمدن رسول الله غذا می خورند و کسانی که که خانه کعبه را شستشو و پاکسازی می کنند بسیار خوب نقش خود را ادا کرده اند نه اینکه هرکس در گوشه ای مشغول چرخیدن باشد!

الله راخا رحمان، هنرمند مسلمان هندی که سابقه جوایز متعددی برای ساخت موسیقی فیلم هایی مثل 127 ساعت و میلیونر زاغه نشین برنده شده است وظیفه ساخت موسیقی متن این فیلم را بر عهده داشته که با توجه به اینکه تقریباً اطمینان داشتم برای تصویرسازی فضای عربی از ساز عود در موسیقی سکانس های احساسی فیلم استفاده خواهد شد با دیدن اسم یک غیرایرانی در تیتراژ اولیه کمی جا خوردم که چرا با وجود آهنگسازهای ایرانی از آن ها استفاده نشده است ولی بعد از چند دقیقه شنیدن موسیقی متن متوجه شدم که هنرمند ایرانی ممکن بود نتواند فضای عربی را با موسیقی ایجاد کند. موسیقی متن بسیار دلنشین است و بدون اغراق دوست دارم مانند فیلم های بزرگ غربی، آلبوم موسیقی متن نیز در کنار خود فیلم در آینده موجود باشد.



نکته ی بعد چیزی است که شاید در نظر اول مهم به نظر نیاید ولی در باورپذیری شخصیت ها تأثیر زیادی دارد. دیده ایم که وقتی در فیلمی قرار است کاراکتر مثلاً فرانسه یا انگلیسی یا عربی صحبت کند او باصطلاح لب می زند و بعداً صدایی روی فیلم گذاشته می شود که گاهی حتی با صدای بازیگر مطابقت ندارد! اینجا اما شخصیت ها زبان عبری و سریانی را در حد رفع نیاز دیالوگ های فیلم آموخته اند و به نظر بدون لهجه و درست آن ها را ادا می کنند. صحبت کردن ساموئل یهودی به زبان عبری و مخصوصاً رجزخوانی ابرهه به زبان سریانی بسیار باورپذیر است.



طراحی و ساخت دکور، مخصوصاً در جاهایی مثل کلیسای بحیرا و بازار مکه نیز شایسته ی اشاره و تقدیر است.



عامل جنجالی که در اکثر فیلم ها و سریال های مذهبی مهم است نظارت یک عالم دینی و تاریخی بر ساخت فیلم است که اتفاقی مانند فیلم رستاخیز تکرار نشود. سراغ داریم که روحانیونی که کمتر اسم آن ها را شنیده ایم بر فیلم ها نظارت کرده باشند ولی اینجا نام مرجع عالم و بزرگی چون آیت الله جوادی آملی در تیتراژ به چشم می خورد که به نظر نوید عدم اختلاف و حاشیه، حداقل در میان شیعیان را می دهد.



با توجه به قاعده ی «جمله حسنش بگفتی عیبش هم بگو» باید به برخی ایرادات وارده بر فیلم هم اشاره کرد. بعد از فیلم آن را از دید یک غیرمسلمان بدون کوچکترین آشنایی با تاریخ اسلام بررسی می کردم که به نظرم کمی گنگ رسید. شاید هم واژه ی مورد نظر «سوال برانگیز» باشد نه گنگ که در این صورت ایراد محسوب نمی شود. در فیلم به شخصیت هایی مانند حضرت علی علیه السلام جز با ذکر نام پرداخته نشده و مخاطب غیرمسلمان متوجه نمی شود که آن «علی» که در شعب ابی طالب سهمیه غذا را توزیع می کرد نقش بسیار مهمی در تاریخ اسلام دارد (که البته با توجه به برهه زمانی که فیلم در آن روایت می شود و اینکه قرار است دو قسمت دیگر نیز ساخته شود قابل توجیه است) یا همین اتفاق درباره حمزه که این فیلم را به جزئی از یک سه گانه، نه یک فیلم تنها، تبدیل می کند.

در برخی موارد از جمله واقعه سیل اتفاقات فیلم مانند معجزه پیامبر، کمی حالت هالیوودی به خود گرفته است و کمی با اغراق شبیه به روایات هالیوود از پیامبران، مانند فیلم حضرت نوح علیه السلام شده است. که به علت عدم آگاهی کافی در این زمینه اظهارنظر مثبت یا منفی نمی کنم که این اتفاق درست است یا خیر.

فیلم کاملاً فیلمی احساسی، رمانتیک و شاعرانه است که به نظرم بهترین قالب برای معرفی ذات رحمانی و زیبای اسلام است. جایی هم که داستان به مبارزه و جنگ کشیده می شود با توجه به حقیقت اسلام مبارزه دفاعی است و وحشی گری دیده نمی شود. حتی وقتی دشمن می گریزد از پشت به او تیر و خنجر زدن نیز به تصویر کشیده نشده. که البته حقیقت تاریخ نیز همین است.

فریم هایی از فیلم بوده که با زیبایی بسیار و فوق العاده احساسی گرفته شده اند، جایی که زن ها مشغول جدا کردن گل ها و احتمالاً خشک کردن آن هستند یا جایی که مشغول چیدن و شستن سیب ها شده اند و صحنه هایی از نوزادی رسول الله به قدری زیبا تصویربرداری و نورپردازی شده اند که نظیر آن را در هیچ فیلمی، تأکید می کنم هیچ فیلمی، ندیده بودم به قدری که منتظرم فیلم با کیفیت بالا منتشر شود و از این فریم ها به عنوان عکس استفاده کنم. (متأسفانه به دلیل نبودن تصاویر در اینترنت نمی توان آن ها را نشان داد و باید در جریان فیلم ببینید)

فیلم از نظر زیبایی شناسی در جایگاه بالایی حتی در جهان قرار دارد و نظر منتقدین روزنامه ها و سایت های مختلف هم غالباً با تأکید بر زیبایی رنگ ها و نماها بود.



در کل به نظر اینجانب فیلم محمد رسول الله آقای مجیدی عزیز فیلم خوبی شده و چیزی نیست که کار هفت ساله را ضایع یا هزینه ای را هدر و انتظاری را خراب کرده باشد. اتفاقاً بسیار مورد قبول و شایسته ی تحسین و تقدیر است. فیلم از نظر فنی (که این متن بیشتر حول آن گشت) بالاتر از حد انتظار من بود و از نظر محتوایی و تکنیک ساخت با آشنایی جزئی خود مورد چالش برانگیزی ندیدم.

امیدوارم این فیلم با دیده شدن در سطح بین المللی، که به نظر همینطور خواهد بود، چهره ی حقیقی مهربان اسلام معرفی شود و با فروش گسترده نیز وجهه ی اقتصادی تولید قسمت های بعد نیز تأمین شود و به پروژه ای شکست خورده مانند ملک سلیمان، که قسمت های بعدی آن ساخته نشد، تبدیل نشود که با نظر پیامبر مهربانی ها و زحمت تک تک سازندگان، ان شاءالله نخواهد شد.


اللهم صل على سیدنا محمد و على اله الطیبین الطاهرین

نظرات (۴)

سلام 
 بله،منظورم این قسمتیه که اخرای فیلم پیامبر و حضرت علی ایستادن بالای تخته سنگی تو شعب ابی طالب و مردم اطرافشون بودن،یعنی یهویی از اول فیلم نبودن اخر فیلم اومدن! خب این برای مخاطبی که نمیشناسه ابهام ایجاد میکنه اون نفر دوم نورانی کیه اون وسط! d:

حالا شاید در نظر دارن تو قسمتهای بعدی اتفاق بیفته 
دقیقا ارزش دوباره دیدنو داره 
پاسخ:
بله فهمیدم منظورتون رو.
به نظرم قسمتی از تاریخ اسلام رو عمداً انتخاب کردن که مخاطب مسیحی و یهودی باهاش ارتباط بیشتری برقرار کنه.
حتما قسمت های بعدی حضرت علی علیه السلام رو بیشتر بهشون پرداخته میشه.
  • مسیح مصطفوی
  • باید برم ببینم
    پایین شهر به لطف وجود نظام طبقاتی سینماهای اشغالی داره و طبیعتا باید بریم بالا فیلم رو ببینیم

    دوست دارم فیلم رو ببینم
    یه سری مطلب هست در مورد فیلم که فرصت کنم توی وبلاگم مینویسمش، منتها باید رمزدار باشه. 
    به دلیل اختلاف مذهب و ... نمیشه علنی نوشتش
    چیزهای جالبی است در مورد فیلم
    پاسخ:
    ناشکری نکنین، از سینمای ما بدتر نیست D:
    صداش در حد دوتا اسپیکر لپ تاپه که گذاشتن آخرش.

    حتماً ببینین سریع تر. بنویسن هم.
    منم امروز دیدمش
    فوق العاده بود،واقعا لذت بردم!
    موافقم با متنتون،گریم و مو و..و..خیلی واقعی بود و اینکه به زبان عبری و حبشه ای و..و..صحبت کردن
    ای کاش صحنه به دنیا اومدن حضرت علی ع رو هم میساختن! بلاخره هرچی باشه جزو وقایع اون زمان محسوب میشه :)
    ولی در کل عالی بود 
    و پر بودن سینما هم نشون داد مخاطب دنبال فیلم خوبه نه فیلم بی محتوا که وقتشو هدر بده! 
    راستی احتمالا فیلم بعدی سینما مزارشریف باشه که به نظرم اونم فیلم جالبی باشه با یه روایت جدید :)

    پاسخ:
    سلام
    فیلم دوره کودکی پیامبر بود تا 13 سالگی فکر می کنم. حضرت علی تو این فاصله متولد شدن؟ نمیدونم.
    از اون جایی که ارزش دو بار دیدن هم داشت میخوام یه بار هم ببینمش.
    اتفاقاً اول فیلم به دوستم می گفتم که مزار شریف رو هم باید ببینیم. خدا رو شکر میشه رد پای تکنیک خوب رو تو فیلم های جدید به وضوح حس کرد. فکر کنم نزدیک یه سال بود که سینما نرفته بودم.

    من و تو که بحث ها و نقدهامون جای دیگه ست! ‎‎:D

    الان حتما باید بلیط رزرو کنیم؟ ‎:/‎

    بعید میدونم چیز معمولی ای در اومده باشه


    به امید تحول در سینمای ایران ‎:)‎

    پاسخ:
    آره! ولی سر این توافق داریم دیگه D:
    به نظرم تهران شلوغ تر هم باشه. از سینماتیکت بگیرین قبل رفتن دیگه. قیمتش هم همونه. خیالتون هم راحت تره.

    این همه تعریف کردم که چیز معمولی نیست! واقعا تحسین برانگیزه.
    داداشمون مجید :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی