دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

دست تولا

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم

به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم


تا به کوی تو نهادیم سر از روی نیاز

پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم


در خور مستی ما رطل و خم ساغر نیست

ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم


همه شب از طرب گریه ی مینا من و جام

خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم


نشوی غافل از اندیشه شیدائی ما

گرچه زنجیر به پای دل شیدا زده ایم


تا نهادیم سر اندر قدم پیر مغان

پای بر فرق جهان از سر دار آمده ایم


جای دیوانه چو در شهر ندادند «هما»

من و دل چند گهی خیمه به صحرا زده ایم


- محمدرضا قلی خان همای شیرازی -

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی