دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

حرف زدن

روزی مرد ماهیگیری که تور خود را باز کرده بود، جمجمه ی خشکیده آدمی را در ساحل دید. به شوخی از جمجمه پرسید:«بگو ببینم جمجمه، کی تو را به این حال و روز انداخته؟»

ناگهان جمجمه پاسخ داد: «حرف زدن!»

بلافاصله ماهیگیر به سوی شهر دوید، یکراست به قصر شاه رفت و آنچه دیده و شنیده بود، برای شاه تعریف کرد.

شاه فریادی کشید و گفت: «جمجمه ای که حرف میزند! میفهمی چه می گویی؟»

-«به چشم خود دیدم، همانطور که الآن پیش شما هستم و شما دارید حرف می زنید!»

شاه به او گفت: «حواست باشد، اگر پرت و پلا گفته باشی، سرت را به باد می دهی!»

سپس همراه با درباریان و خدم و حشم به ساحل رفت تا جمجمه جادویی را ببیند.

مرد ماهیگیر با کمی غرور جلوی جمجمه رفت و گفت: «بگو ببینم جمجمه کی تو را به این حال و روز انداخته؟»

اما این بار جمجمه پاسخی نداد.

پس شاه شمشیرش را کشید و گردن ماهیگیر را زد. سپس با همراهانش برگشت.

وقتی شاه رفت، جمجمه از سری که تازه قطع شده بود،  پرسید: «بگو ببینم، کی تو را به این حال و روز، پیش من فرستاده؟»

سر ماهیگیر که به اشتباه خود پی برده بود، جواب داد: «حرف زدن.»


حکایت آفریقایی


:|

نظرات (۳)

آفریقایی ها هم دارن!
حتی قوی تره
پاسخ:
عه؟
نخوندم اصلا.
همینه دیگه آثار رئالیسم جادوییشون تپ و تپ جایزه میبره
کلا تو این دنیا نیستن ‎:|‎



تو هم زیاد حرف میزنیا ‎:|‎


‎:D
پاسخ:
اون امریکای جنوبی نبود؟ D:


:))
  • سیده فاطمه موسوی
  • :/ 

    :)) 
    عجب حکایتی! 
    پاسخ:
    آفریقاست دیگه :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی