دیــازپــام

دیــازپــام

دیــازپــام

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

انقدر؟

به جرأت می تونم بگم این دو ماه بدترین دو ماه پشت سرِهم عمرم بود.

ششمین روز عید که پدربزرگ فوت کرد، که اتفاق داغونی بود، امروز هم شوهرعمه م که واقعاً اندازه ی پدرم دوستش داشتم.

هیچ کس هم هیچ وقت انتظار نداشت انقدر ناگهانی از دست بدیمش. خوش مشرب، خوش اخلاق، اهل بگو بخند. هنوز هم کسی باورش نمیشه و فکر نمی کنم حالاحالاها بشه هضمش کرد.

اینکه چقدر درباره ی شعر و ادبیات با هم حرف زده بودیم رو هیچ وقت یادم نمیره. امروز که بهم زنگ زدن دو سه هفته ای می شد بعد مراسم پدربزرگم ندیده بودمش، گفتن بیا خونه ی عمو، پیش خودم کلی خوشحال شدم که بعد این مدت می بینمش. گفتم حالا چرا یهو؟ گفتن عمو فوت کرده...


اینکه چقدر این دنیا مسخره ست و مضحک واقعاً خنده داره.

خیلی مسخره ست.

فعلاً هم که ایستگاه ما رو گرفته.

  • 95/02/09
  • دیاز پام

نظرات (۳)

  • سیده فاطمه موسوی
  • سلام 
    خدا هر دو بزرگوار رو رحمت کنه 
    و ان شاالله با پیامبر محشور بشن.. 
    خدا صبر بده.. 
    امسال واقعا سال عجیبی بود! 
    تقریبا بین همه خانواده هایی که میشناسم حداقل یه فوتی داشتن اول سال! 
    ان شاالله بقیه سال به خوبی و خوشی بگذره! 
    پاسخ:
    سلامت باشید.
    ممنون...
    خدا بیامرزتش ‎:(‎

    چه ضد حالی
    خدا رحمتشون کنه.
    سخت تر از شنیدن خبر فوت کسی دیدن لحظه فوتشونه.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی